صبح جمعه با گوشه؛ ما برگ‌هایی که خش‌خش می‌کنیم صدایی داریم که به توفان‌‌ها جواب می‌دهد
صبح جمعه با گوشه؛ کاج‌های خاموشِ روبه‌روی خانه ما
صبح جمعه با گوشه؛ گاهی وقت‌ها دوست دارم دراز بکشم و هيچ نگويم

صبح جمعه با گوشه؛ گاهی وقت‌ها دوست دارم دراز بکشم و هيچ نگويم

زمین از خاموشی بیرون دویده است. همه‌ ما از روز نخست می‌دانستیم مه در تمام این سال‌ها از فرهنگ لغت … ادامهٔ نوشته »