صبح جمعه با گوشه؛ جوی کوچک چهارساله‌ای که می‌رود تا تیره نشود
یک کلمهٔ مهربانانه، سه ماهِ زمستان را گرم می‌کند

یک کلمهٔ مهربانانه، سه ماهِ زمستان را گرم می‌کند

چیزی به اسم سم‌زدایی از بدن یا کبد، آن هم مثلا با گذاشتن چیزی شبیه چای کیسه‌ای توی جوراب و کفش … ادامهٔ نوشته »
کتاب‌هایی برای جان‌به‌در بُردن در ترامپستان؛ بی‌شمارند غافلان

کتاب‌هایی برای جان‌به‌در بُردن در ترامپستان؛ بی‌شمارند غافلان

از غزالی و مولوی گرفته تا حکیمان بوشیدوی ژاپنی، گفته‌اند که کار جهان بر اساس غفلت و نادانی می‌گذرد. گفته‌اند … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه؛ زندگی بس کوتاه است و ما بس اندک از آن می‌دانیم

صبح جمعه با گوشه؛ زندگی بس کوتاه است و ما بس اندک از آن می‌دانیم

آهنگ‌های صبح جمعه با گوشه صدونودوششم را با خواندن بخشی از نامه‌ای* که گفته شده زنی به نام فلوریا آمیلیا … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه؛ زبان عزیزتر است اکنون یا دهان؟

صبح جمعه با گوشه؛ زبان عزیزتر است اکنون یا دهان؟

آهنگ‌های این هفته، از سرزمین‌ها و زبان‌های جورواجور می‌آیند. کلمه، هنوز قدرت دارد و می‌شود با بازی‌کردن با آن، احساسات … ادامهٔ نوشته »