ردپای دیجیتال بسیاری از جوانان کشتهشده در دیماه، درخواستی را تکرار میکند: «در روز آزادی، از ما یاد کنید.»
کشتن هر جوان، حذف سالها کار، خلاقیت، تولید و «امکان» پیش ِ روست.
وظیفه حکومت، فقط کنترل قلمرو و استخراج منابع نیست؛ امروز از «ظرفیت آیندهسازی» و «تولید افق» به عنوان شاخصی مهم در سنجیدن وضعیت کشورها، حرف زدهمیشود. ظرفیت آیندهسازی، یعنی اینکه دولت هم خودش پیشبینیپذیر باشد و هم مردم بتوانند برای سالهای پیش رو برنامهریزی کنند.
نهاد آموزش و پرورش دولتی که «آیندهساز» است به کودکان میآموزد که سیاست و مذاکره، میدان امتیاز دادن و امتیاز گرفتن است. دولت ایدئولوژیزده، کودکان را به اجبار به مراسم نمایش ماکت تابوت فرماندهان «دشمن» میبرد؛ تجربهای که بهجای پرورش تفکر انتقادی و توانایی برنامهریزی برای آینده، ذهن کودک را به خدمت حفظ و بازتولید نظم موجود درمیآورد و افق دید او را میبندد.
جوانان ما در اوج جوانی و زیبایی، وصیتنامههای تصویریای ضبط کردهاند و تنها خواستهشان، فرارسیدن روزی خوش و آزاد، آنهم برای ماست.
ما فقر منابع نداریم؛ دچار «فقر افق» شدهایم.
وقتی سیاست بهجای تولید آینده، در مدیریت بحرانهای پیدرپی خلاصه شده و سرنوشت همهچیز به مذاکرهای تا مذاکره بعد گره خورده، جامعه، بیصدا در حال برداشت از ذخایر انسانی، بدون بازسازی آن است.
نسل جوان ذخیرهٔ زمانی ماست.
ساختاری که پس از نیم قرن، همچنان بهترین ذخیرهاش را به خاک میسپارد، حکومت نیست؛ دستگاهی است که آینده را میخورَد تا امروز را نگه دارد.
—
ساتورن پسرش را میبلعد

نظر شما