*«درِ خوزستان را خواهیم کوبید و برایمان گشوده خواهد شد؛ عربهای آنجا از ما بهعنوان آزادکننده استقبال خواهند کرد.»
این مضمون جملهای بود که پیش از حمله به ایران در سال ۱۳۵۹، از زبان حلقهٔ نزدیکان صدام حسین و مشاوران حزب بعث عراق، مثل طارق عزیز، شنیده میشد.
صدام قانع شده بود که عربهای خوزستان -که بعضی منابع عراقی به آن «عربستان» میگفتند- از حکومت ایران متنفرند و در زمان حملهٔ عراق، بهجای مقاومت، به پیشواز ارتش عراق خواهند آمد.
اما در عمل، نهتنها هیچ استقبال مردمی از ارتش اشغالگر دیده نشد، بلکه عربهای ایرانی در اهواز، آبادان، خرمشهر و… در کنار ارتش و نیروهای مردمی مقاومت کردند و بیشترین هزینه را در خط مقدم دفاع از ایران پرداختند.
شهر خرمشهر، در مقاومتی ۳۴ روزه با مشارکت نیروهای مردمی و ارتش، به نمادی از شکست توهُم صدام تبدیل شد که در خیال «فتح سهروزهٔ تهران»** بود.
این محاسبهٔ اشتباه، شبیه برداشت هیتلر از ایدهٔ اشغال اوکراین در سال ۱۹۴۱ میلادی بود؛ او فکر میکرد چون اوکراینیها از شوروی متنفرند، آغوششان را برای آلمان باز میکنند.
در عمل، آغوشی در کار نبود و ارتش آلمان با مقاومت اوکراینیها روبهرو شد؛ آمار دقیقی در دست نیست اما حدود چهار و نیم تا هفت میلیون اوکراینی به ارتش سرخ یا مقاومت محلی پیوستند، و در مجموع کمتر از ۳۰۰ هزار نفر -به امید کمک نازیها به استقلال اوکراین از شوروی- با نازیها همکاری کردند.
ارتش آزادیبخش؛ استقلال یا الحاق؟

زنان و کودکان در حال ترک خرمشهر
وقتی روشن شد که آلمان قصد ندارد به اوکراین استقلال بدهد، رابطهٔ بین ناسیونالیستهای اوکراینی و نازیها بهسرعت خراب شد.
رفتار ارتش عراق در مناطق اشغالی ایران هم شباهتی به یک ارتش «آزادیبخش» نداشت. صدام، بعد از آنکه دانست طرح انتقال سریع نفت این مناطق به عراق از طریق لولهکشی عملی نیست، به ارتش دستور داد تا حد ممکن کامیونهای نفتکش برای غنیمتگیری نفت ایران فراهم کند.
پس از اشغال هم، غارت شهر و خانهها و اسارت و قتل غیرنظامیان نشان داد که عراق بهدنبال استقلال مناطق عربنشین ایران نیست و ایدهٔ الحاق آنها به خاک عراق را دنبال میکند.
جنگها تمام میشوند، اما روایتِ راویانِ پیروز و شکستخورده تا ابد ادامه دارد. بازخوانی این روایتها، نه بهمعنای تأیید یا رد آنهاست، نه تضمینی برای اینکه در جنگ بعدی، همان اتفاقات تکرار شود یا مردمانِ نسل بعد، همان تصمیمها را بگیرند.
—
*منبع دقیق و معتبری برای اثبات اینکه صدام حسین دقیقا این حرف را زده باشد، وجود ندارد. اما بهطور کلی او و حزب بعث عراق معتقد بودند فتح تهران سریع و ظرف چند روز ممکن است.
**این جمله دقیقا به این شکل و در منابع معتبر، مستند نشده اما ایدهای بود که در آن زمان در حزب بعث وجود داشت و به شکلهای مختلفی گفته میشد. حتی ممکن است این جمله بعدا در تبلیغات رسانهای یا برای اثبات ادعای راوی اضافه شدهباشد اما مضمون آن یعنی انتظار استقبال مردم این مناطق از اشغال، در منابع معتبر زیادی آمده است.
منابع:
بخشهای مربوط به اوکراین
Timothy Snyder
Bloodlands: Europe Between Hitler and Stalin
Basic Books, 2010
ISBN: 978-0465002399
بخشهای مربوط به جنگ ایران و عراق
Pierre Razoux
The Iran-Iraq War
Harvard University Press, 2015
ISBN: 978-0-674-73535-0

نظر شما