در این ویرانه جُغدانند ساکن

در این ویرانه جُغدانند ساکن

نبوغ و استعدادش در استفاده از آبرنگ و جوهر و سبک ساده اما عجیبش با فضاهای باز و خالی، او … ادامهٔ نوشته »
چیزهایی که نمی‌دانی

چیزهایی که نمی‌دانی

لیدیا مرده، اما هنوز کسی این را نمی‌داند. سوم مه ۱۹۷۷ ساعت ۶:۳۰ صبح، هیچ‌کس چیزی نمی‌دانست جز این حقیقت بی‌فایده … ادامهٔ نوشته »
یک روزِ برفی پا نخوردهٔ زمستان

یک روزِ برفی پا نخوردهٔ زمستان

شاید اولین چیزی که در تصویرسازی‌ها و نقاشی‌های لیو چون‌ جیئه به چشم می‌آید، برف و سرما و درختان لخت … ادامهٔ نوشته »
سرخالو

سرخالو

چندباری دستم رفته بود سمت سبد این میوه‌های خوش‌رنگ ِ زره‌پوش که نمی‌دانستم نامشان چیست و فکر می‌کردم کندن پوست‌شان … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه

صبح جمعه با گوشه

نمرا رفته خوش گذرانی و این هفته در صبح جمعه با گوشه بیست‌ویکم، بی‌گذرنامه و روادید، از لاچین و ایران تا … ادامهٔ نوشته »