صبح جمعه با گوشه؛ گر تو را خاطر ما نیست، خیالت بفرست

صبح جمعه با گوشه؛ گر تو را خاطر ما نیست، خیالت بفرست

راه‌ها هنوز سر جایشان هستند؛ خالی. تو دیگر در این راه‌ها نیستی. من هنوز زنده‌ام. در حاشیه‌ام. هنوز هم آدم‌ها … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم

صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم

مراسم تمام شده بود و زن همه‌جا را گشته بود. چندتایی یادداشت و لیست خرید و قبض‌های کهنه هم چیز … ادامهٔ نوشته »
آنکه کامل شده، مرده است

آنکه کامل شده، مرده است

منصور نصیری به جمع اهالی گوشه اضافه شده و این اولین یادداشت او در گوشه است. نسخهٔ پی‌دی‌اف این نوشته … ادامهٔ نوشته »
جمعه فِراق؛ درمان ز کسی دگر نجویم، زیرا ز فِراق توست دردم

جمعه فِراق؛ درمان ز کسی دگر نجویم، زیرا ز فِراق توست دردم

اگر در آمریکا زندگی هم نکرده باشیم، در فیلم‌های هالیوودی، زیاد دیده‌ایم که در مراسم یادبود و سوگواری، معمولا دوستان … ادامهٔ نوشته »