خیام، عطّار، بوسعید، خرقانی، حافظ و مولوی را چطور به دوستان غیرفارسی‌زبان معرفی کنیم

خیام، عطّار، بوسعید، خرقانی، حافظ و مولوی را چطور به دوستان غیرفارسی‌زبان معرفی کنیم

مدتی در افرنگ، کار می‌کردم. هفتاد و دو ملت به محل کارم می‌آمدند و می‌رفتند، چه داستان‌ها دارم ازشان. اگر … ادامهٔ نوشته »
یک کلمهٔ مهربانانه، سه ماهِ زمستان را گرم می‌کند

یک کلمهٔ مهربانانه، سه ماهِ زمستان را گرم می‌کند

چیزی به اسم سم‌زدایی از بدن یا کبد، آن هم مثلا با گذاشتن چیزی شبیه چای کیسه‌ای توی جوراب و کفش … ادامهٔ نوشته »
جمعهٔ خاموشان؛ خمُش کن، من چو تو بودم خمُش کردم بیاسودم

جمعهٔ خاموشان؛ خمُش کن، من چو تو بودم خمُش کردم بیاسودم

آدم خیال می‌کند دارد از حجم متراکم و درحال انفجار حرف‌های توی دلش می‌ترکد. برمی‌دارد و همه حرف‌ها را توی … ادامهٔ نوشته »
جمعه کمانچه؛ که باشم من که مانم یا نمانم؟ تو را خواهم که در عالم بمانی

جمعه کمانچه؛ که باشم من که مانم یا نمانم؟ تو را خواهم که در عالم بمانی

امروز هر دختر و پسری که دستی به سه‌تار می‌زند، نام «سیم مشتاق» را شنیده است. اگر کمی کنجکاو باشد، … ادامهٔ نوشته »