صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم

صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم

مراسم تمام شده بود و زن همه‌جا را گشته بود. چندتایی یادداشت و لیست خرید و قبض‌های کهنه هم چیز … ادامهٔ نوشته »