صبح جمعه با گوشه: در آفتاب ظهر مرداد برای گوش‌هایم آواز بخوان

صبح جمعه با گوشه: در آفتاب ظهر مرداد برای گوش‌هایم آواز بخوان

داشتم فکر می‌کردم دربارهٔ این‌که خیلی چیزها این‌روزها برایم معنایی ندارند و البته به یأس و افسردگی، ربط ندارد، اما … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم

صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم

مراسم تمام شده بود و زن همه‌جا را گشته بود. چندتایی یادداشت و لیست خرید و قبض‌های کهنه هم چیز … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه؛ گاهی به یاد من باش

صبح جمعه با گوشه؛ گاهی به یاد من باش

آهنگ‌های صبح جمعه با گوشه دویست‌ودوازدهُم را با یادی از آذر محبی (رامش) بشنویم که سال‌هاست به گفتهٔ خودش، به … ادامهٔ نوشته »
جمعهٔ عطّار نیشابوری؛ با خون نوشتن بر دریا
صبح جمعه با گوشه؛ من آنم که با زمانه نسازم، و زمانه با من