صبح جمعه با گوشه؛ همه می‌فروشیم و فروخته می‌شویم
صبح جمعه با گوشه: در آفتاب ظهر مرداد برای گوش‌هایم آواز بخوان

صبح جمعه با گوشه: در آفتاب ظهر مرداد برای گوش‌هایم آواز بخوان

داشتم فکر می‌کردم دربارهٔ این‌که خیلی چیزها این‌روزها برایم معنایی ندارند و البته به یأس و افسردگی، ربط ندارد، اما … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم

صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم

مراسم تمام شده بود و زن همه‌جا را گشته بود. چندتایی یادداشت و لیست خرید و قبض‌های کهنه هم چیز … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه؛ جمعهٔ امید