صبح جمعه با گوشه؛ جَز، مناسب برای جنایت در آشپزخانه

در جمعهٔ ۲۷۸ام جَز بشنویم و در آشپزخانه جنایت کنیم.
با بخشی از مقالهٔ «جنایت در آشپزخانه».

آهنگ‌های صبح جمعه با گوشه ۲۷۸ام در ساندکلاد گوشه:

نان ما ظاهر و جسم و عطر مناسب را ندارد؛ اسفنج ِ پنبه‌مانندی است شُل، با مغز ِ سوراخ سوراخ و انباشته از مواد شیمیایی ضد فساد و ویتامین‌های مصنوعی که بر آن افزوده‌اند.
این به اصطلاح نان، که از آرد سفید گچ‌مانندی تهیه شده، نه تنها فاقد ارزش غذایی برای انسان و حیوان است، بلکه نام آن یعنی «نان سفید» نیز اسم بی مسمائی است؛ زیرا بیش از آنکه سفید باشد بی‌رنگ است و بسیار نزدیک -تا آنجا که نبوغ انسانی توانسته-به هیچ ِ مطلق.

این غذای اصلی، اصلیت ِ بیماری‌زا و تاسف آور فرهنگ حاکم بر غرب است و با شدتی روزافزون بر بقیه دنیا. فشرده‌ایست از حباب‌های هوا در یک اسفنج پنبه‌مانند که در تماس با مایعات، آب ِ غذا یا آب دهان بلافاصله به شفته‌ای لجن‌مانند تبدیل می‌شود، بسیار شبیه همان شفته‌هایی که به اسم «غذای نوزادان» به کودکان می‌دهند و بیشتر آنها نیز به حق، بیشتر آن را به بیرون تف می‌کنند… ماهیت ِ پیشهٔ من و تقدیرم چنین است که اغلب، نهار یا شام را در رستوران‌های دانشکده‌ها در اطراف آمریکا میخورم. همه آنها شبیه هم هستند.

در حالی که سینی غذایت را در صف پیشخوان به جلو هُل می‌دهی، هرچه سعی می‌کنی آن را از مواد حیات‌بخش پُر کنی فایده‌ای ندارد. و سرانجام می‌بینی که آنچه بدست آورده‌ای عبارت است از تکه‌ای برگ کاهوی یخ زده، یک نعلبکی چسب نجاری که به آن پنیر کاتج می‌گویند، یک برش کمپوت آناناس، یکی دو پَرهٔ نازک گوشت گاو که بسیار پخته و ساعت‌های بسیاری در برزخی الکترونیکی، رنج گرما کشیده است و با سُسی روی آن متشکل از چسب صحافی کتاب و مکعب‌هایی از آب گوشت خشک شده که در آن چَسباب حل کرده‌اند، دو سه قاشق نخود فرنگی یا دانه ذرت یا هویج یخ زده که یخ آن را با چندین ساعت جوشاندن در آب داغ آب کرده‌اند و دو برش از آن غذای اصلی:
پنبه‌ای به اسم نان. و پله آخر که تو را به بهشت به اصطلاح ماتریالیست‌ها می‌بَرَد، دسر این غذاست؛ تکه‌ای پلاستیک ِ صورتی‌رنگ که با ساخارین شیرین شده با رویه‌ای که نه تنها مقوا را به یاد می آورد بلکه طعم مقوا نیز می‌دهد و روی همهٔ این شاهکارهای تمدن ما مقداری کف ریش تراشی نیز از یک قوطی اسپری مالیده‌اند.
اثر این غذای مدرن بر زندگی فکری و هنری ملت، بدون تردید فاجعه‌انگیز است.

از مقاله Murder in the Kitchen نوشتهٔ آلن واتس، ترجمهٔ  پرویز پهلوان
طرح از اینجا