دریای یخ‌زده

تصور کنید امروز واقعا آخرین روز جهان باشد، البته احتمالش کم نیست که با سیاستمدارانی که در گوشه و کنار دنیا داریم، چنین روزی زودتر از موعد برسد. همین الان هم برای میلیون‌ها نفر در عراق و سوریه و افغانستان، هر روز، آخرین روز جهان است.

امروز آخرین روز جهان است
قبل از اینکه اصوات یخ بزنند
از پیام‌گیر تلفن آخرین حرف‌ها را شنیده‌ام
زیاد خبری نیست
همه آرام‌اند و به آن تسلیم سرد
که از انگشتان پا شروع می شود دل بسته‌اند
و این آخرین تجربه را
مثل آخرین تصویر یک رویا دنبال می‌کنند
امروز آخرین روز جهان است
هنوز نمی‌دانم شهاب‌ها ما را قطع می‌کنند
یا این برف بی‌امان که از صدای ما بارید…

آهنگ‌های جمعهٔ دویست و بیست ویکم در ساوندکلاد گوشه:

اما من زیاد به آن فکر نخواهم کرد
کنار روز به صید مشغول‌ام
روی آخرین نقطهٔ زمین در آخرین روزش
کنار اسکله‌ای با سپیدی بی‌پایان…

من باید ادای خودم را در آورم:
مرد کوچکی با قلاب و نخ و قرقره‌اش
با زاویه‌ای ثابت در سکون ِ محض
و دریای یخ بسته، نهنگ عظیمی‌ست که به قلاب افتاده است

این زیباترین تصویر تو خواهد بود
در لحظه‌ای که شهاب‌ها می‌آیند
تا آخرین عکس‌ها را
از زمین مرده بگیرند
در لحظه‌ای که ما آخرین نور جهان را
از برق دندان‌های مرگ می‌دزدیم

من فقط باید ادای خودم را در آورم
در عکس ثابتی که دمی بعد خواهد سوخت
آن سوی جهان نیز
مردی در قهوه‌خانه‌ای
کنار جاده‌ای موهوم که از بخار دهانش شکل می‌گیرد،
با نگاه سپیدش آخرین نام‌های تسبیحش را شماره می‌کند
وقتی آخرین دانه را بیاندازد
خاطره‌اش در عکس خواهد ماند

نازنین نظام‌شهیدی

طرح: Daniel Astudillo ©