صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم

صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم

مراسم تمام شده بود و زن همه‌جا را گشته بود. چندتایی یادداشت و لیست خرید و قبض‌های کهنه هم چیز … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه؛ راه، خود با تو خواهد گفت

صبح جمعه با گوشه؛ راه، خود با تو خواهد گفت

«اغلب ما درنمی‌یابیم در پشت سرِ یک آدم تأثیرگذار – مثلاً هنرمندی که در حافظه‌ٔ دنیا باقی می‌ماند (بهتر بگویم … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه: عشق ما بی‌پایان و شب‌هامان اندک‌اند

صبح جمعه با گوشه: عشق ما بی‌پایان و شب‌هامان اندک‌اند

عشق‌های ما بی‌پایان و شب‌هامان اندک‌اند چه بی‌رحمانه است صدای فاخته در صبح‌دم شما را نمی‌دانم اما من و احتمالاً … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه: ما به سکون این شهر عادت کرده‌ایم

صبح جمعه با گوشه: ما به سکون این شهر عادت کرده‌ایم

شما خسته نشدید از این همه حرف و حدیث و خبر و توییت و تلگرام و تلگراف؟ یک زمان‌هایی مدام … ادامهٔ نوشته »