صبح جمعه با گوشه؛ اعتیاد به توجه

صبح جمعه با گوشه؛ اعتیاد به توجه

در فیلمی آبکی، مرد جاافتاده‌ای به دختر جانیفتاده‌ای می‌گوید: نسل شما معتادِ توجهه. دختر جواب می‌دهد: می‌دونم. انگار با اینکه … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه؛ من نخُفتم و نخوردم و چنین شدم و چنان شدم بی‌تو

صبح جمعه با گوشه؛ من نخُفتم و نخوردم و چنین شدم و چنان شدم بی‌تو

خَلَقَ آدَمَ عَلی صُوْرَتِهِ* آدمیان همه مظهر می‌طلبند. بسیار زنان باشند که مستور باشند، اما رو باز کنند تا مطلوبی … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه؛ اینجا ملالت نگنجد

صبح جمعه با گوشه؛ اینجا ملالت نگنجد

ملال همواره به نوعی با انسان همراه بوده است. کی‌یر کگور می‌گوید «خدایان ملول بودند و بنابراین انسان را آفریدند. … ادامهٔ نوشته »
صبح جمعه با گوشه؛ در جایی دور کسی پیاپی مشت بر در خانه‌ای می‌کوبد

صبح جمعه با گوشه؛ در جایی دور کسی پیاپی مشت بر در خانه‌ای می‌کوبد

آهنگ‌های دویست‌وسی‌وچهارمین صبح جمعه با گوشه را با خواندن بخشی از شعر و. م. آیرو، در ساندکلاد گوشه بشنوید: در … ادامهٔ نوشته »